دوراني پرخطر پيش روي غول‌هاي دنياي كسب و كار قرار دارد مگر آن كه در راه و روش خود بازنگري كنند.

«چارنرهندي»

امروزه متخصصان معتقدند تبلیغات عبارت از: «عرضه و ترویج یک پیام، ایده کالا و یا خدمت بصورت غیر شخصی، توسط یک رسانه است»

کیمپال یونگ نیز پروپاگاندا[1] یاتبلیغات را چنین تعریف می‌نماید: «نقشه، افکار و عقاید و وضعیت رفتاری که موضوع واقعی را برای شنونده یا خواننده به روشنی بیان نمی کند» در تعریفی دیگر دوب (1930) تبلیغات را چنین وصف می‌کند: «اقدامات متوالی و منطقی که فرد یا افراد ذینفع از راه تلقین برای نظارت بر وضعیت روانی گروه هایی از افراد و در نتیجه، نظارت بر اعمال آنان به عمل می‌آورند»

در زمان های قدیم برای تبلیغات از کلمه ی پروپاگاندا استفاده می‌شده اما این کلمه هم اکنون بار منفی دارد. به همین دلیل به جای آن از واژه ی Advertis استفاده می‌شود. در عصر حاضر، بسیاری از جوامع به اهمیت تبلیغات و ضرورت آن پی‌برده اند. مساله تبلیغات در آلمان از چنان اهمیتی برخوردار شده که یکی از مهمترین اعضای دولت «وزیر تبلیغات و اطلاعات» است در آمریکا معمولا تبلیغات را از تربیت تفکیک می‌کنند به این علت که موضوع تربیت ، حقیقت است حال آن که در تبلیغات، حقیقت با عدم حقیقت تفاوتی ندارد. دراین خصوص دوب (1930) معتقد است: ماهیت تربیت، موضوعی عینی است که با حقایق علمی مرتبط است و در هر عصر رواج دارد در صورتی که تبلیغات عبارت است از اقدامی عمدی یا غیر عمدی برای تغییر و تفتیش عقاید مردم، که اگر چنین باشد تبلیغات را در صورتی می‌توان محکوم و مذموم شمرد که از لحاظ اجتماعی زیان بخش باشد به عبارت دیگر، پدیده ی تبلیغات به خودی خود، نه خوب است و نه بد، خوبی و بدی آن به نوع استفاده از آن وابسته است تبلیغ در سالم ترین ، طبیعی ترین و اصولی ترین شکل آن، نوعی فعالیت آموزشی است که به منظور انتقال دانش و آگاهی سیاسی، اقتصادی، اجتماعی و فرهنگی و نشر ارزش ها و سجایای اخلاقی انجام می‌پذیرد.

به لحاظ روان شناسی باید گفت واژه ی تبلیغ واژه ای است عربی، از ریشه ی ابلاغ به معنی «رساندن» و مبلّغ نیز به معنی «رساننده» است.

بنابراین اگر تبلیغ را رساندن پیام به پیام گیرنده بدانیم، مبلّغ کسی است که به سراغ جامعه ی پیام گیرندگان می‌رود و برای رساندن پیام خود به آنان، هرگونه دشواری را تحمل می‌کند.