ارتباط بصیری در وسیع­ترین معنای خود پیشینه­ای طولانی دارد. زمانی که انسان اوّلیه یافتن غذا به شکار می­رفت ورد پای شکار را در غبار تشخیص می­داد، به یک علامت گرافیکی نگاه می­کرد. چشم خیال او خود حیوان را می­دید.

آثار گرافیکی می­تواند علامت­هایی مانند حروف الفبا باشند، یا قسمتی از نظام نشانه­ای دیگرمانند علائم جادها را تشکیل دهد. مجموع این علائم (مانند خطوط یک طرح یا ترام­های یک عکس) تصورات را شکل می­-دهد. طراحی گرافیک ایجاد یا برگزیدن نشانه ها وآرایش آن هاروی یک سطح،برای بیان یک اندیشه است.

یک نشانه یک عکس نیست. تصاویر گرافیکی چیزی بیش از تصویرسازی­های توصیفی از اشیایی هستند که می­بینیم یا تجسم می­کنیم، آنها مجموعه­هایی تصویری هستند که محتوای آن که محتوای آن مفهومی ویژه و موقعیت آن هویتی جدید به آن هویتی جدید به آن می­بخشد. بیشتر واژها و تصاویر به طور معمول با هم به کار می­روند، گاهی متن به کل اثر تسلط دارد وگاهی تصویر؛ یا گاهی مفهوم هر کدام به دیگری وابسته است. برخی از برجسته­ترین آثار طراحی گرافیک برای رساندن مفهومی دقیق مبهم، بر دقت لغات متکی می­باشد.

کلمه، هنگامی به عنوان گفتار ثبت شده چاپ می­شود، میزان زیادی ازتأخیر خود را از دست می­دهد. طراحان معاصر (به­ویژه پیشگامان­آن­ها، فوتوریست­ها futurists) سعی کرده­اند این محدودیت را ازبین ببرند. آنان به کمک اندازه، کلفتی، نازکی و موقعیت حروف به حروف­چینی قدرت بیان می­بخشند. درواقع، ضرورت انتقال پیام وهویت خاص بدان بخشیدن برای آنان نیازی گریزناپذیر بوده است.

محتوای این اثر تعیین کننده مفهوم طرح و نیز چگونه خوانده شدن آن می­ باشد. دریکی از معروفترین طرحای گرافیکی معاصر با نام«من نیویورک را دوست دارم» که آمیزه­ای ازتصویرنگاری وعلائم الفبایی­است. درک پیام مستلزم بورداشتی توافقی از معنا و قرارداد است. مامفهوم تصویر قلب را به خاطر چگونگی ارائه آن تشخیص می­دهیم. چنانچه دریک کتاب علمی، قلب دیگر مفهوم دوست داشتن را نمی­رساند.

معانی که از تصاویر و علائم الفبایی برمی­آید ارتباط چندانی باطراح یا انتخاب کننده آن نداردو گویای تفکرات طراح نیست هرچند که شکل اثر راسلیقه زیبا شناختی طراح تعیین و تعریف می­کند، ولی زبان پیام به گونه­ای باشد که مخاطب مورد نظر بتواندآن رادرک کند. این نخستین عاملی است که باعث می­شود طراحی گرافیک باهنر تفاوت چشم­گیری داشته باشد(علی رغم شمار زیادی از پیشگامان طراحی گرافیک که خود نیز هنرمند بودند). عامل دوم این است که طراح برخلاف هنرمند، درصدد تولید مکانیکی طرح است. اوپس از پذیرفتن سفارش، کار طراحی رابه صورت اتود بر روی کاغذ یا در کامپیوتر آغاز می­کند. طراح اغلب درمقام کارگردان هنری برعکاسی یا تولید مواد تصویری دیگر نظارت دارد. پیش از آماده سازی نهایی کاربرای تولید، پیشنهاهای بحث شده با مشتری درچندین مرحله بررسی می­شود. طراحی گرافیک به عنوان یک حرفه، ازنیمه سدۀ بیستم مطرح شد. تا آن زمان تبلیغات و مجریان آن از«هنرمندان تجاری» commercial artists استفاده ­می­کردند این هنرمندان متخصص شامل این افراد بودند: هنرمندان صفحه­بند؛ طراحان حروف چاپی که طرح تفصیلی متن و عنوان­ها را برای حروفچینی مشخص می­ساختند؛ تصویرگران همه­کاره­ای که­طراحی­ نمودارهای مکانیکی ­تا طراحی نمودارهای مکانیکی تاطراحی مد را انجام می­دادند؛ رتوش کاران؛ هنرمندان طراح حروف و بقیه کسانی که طرح­های نهایی رابرای تولید آماده می­ساختند. بسیاری از هنرمندان تجاری (مانند طراحان پوستر) بسیاری ازاین مهارت­ها را باهم ادغام کردند.

حوزه عمل طراحی گرافیک از ابتدا با کار آژانس­های تبلیغاتی ­و استودیوها نقطه اشتراک­هایی داشته است و اکنون علاوه بر زمینة تبلیغات، در طراحی مجلات، روزنامه­ها و رسانه­های تصویری دیگرنیز کاربورد دارد. طراح منفرد خود بخشی از گروه صنعت ارتباطات شده­است ودردنیای تبلیغات، مجلات، روزنامه­ها، بازاریابی و ارتباطات عمومی­ جای­ خود رابه خوبی بازکرده است.

تا اواخرسدة نوزدهم آثار گرافیکی صرفأ سیاه و سفید بودند و روی کاغذ چاپ می­شدند. ارتباط بین تصویر و زمینه اثر، قسمت­های مرکبی و غیرمرکبی وفضاهای مثبت ومنفی در زیبایی شناسی کل اثر نقش مهمی داشتند. ارزش بصری فضای بدون مرکب به اندازة فضای مرکبی اهمیت یافت؛ و بنابرین زمینه، تناسبات، ابعاد و رنگ و بافت آن بخش جدایی ناپذیر  طراحی گرافیک شدند.

زمینه اثر بهینة فیزیکی لازم رابرای ارائه تصاویر و نشانه­ها فراهم می­کند. کاغذ به عنوان زمینه ای برای کار، رایج ترین ابزاری بوده است که طراحی رادربرگرفته است. کاغذهای یک برگی­ای که اثر طراحی دریک روی آن چاپ می­شود کاربورد «نامه» یا «پوستر» را دارد. زمانی که یک ورق رایک بار تا کنیم کاربورد آن تغییرمی­یابد (مناست برای تولید طراحی بروشورو….. –­leaflet  ) ، با تای مجدد کاغذ شکل دیگری ازکاغذ به ظاهری کتابچه مانند ­  (booklet) تبدیل و از باهم پیوستن این کتابچه­ها، کتاب ومجله تولید می­شود. این گونه­ها «پوسترها، بروشورها، کتابچه­ها، مجله­ها وکتاب­ها» ساختارهای فیزیکی مختلفی اند که طراح گرافیست اطلاعات را روی آنها سازمان می­دهد. مطالب ونوشته­های روی یک صفحه، دوصفحه، چند صفحه وبیش ازآن، همه باید به ترتیبی سازماندهی شوند که هنگام ورق زدن پشت سرهم قرارگیرند.

طراحان گرافیک درغرب وارث الفبای رومی هستند که در طول قرن­ها    تغییر چندانی نداشته است. طراحی این حروف به طور مشخص ازپهنای قلم خطاطی شکل گرفته بود و انواع حروف رومی برهمین مبناطراحی شدند. اشکال متنوع قلم رومی طی قرون 15 تا 20 میلادی طراحی شدند. شکل هندسی و نتاسبات حروف ضوابط و اساس خاصی رادربر گرفت که به تولید طیف وسیعی از قلم­های زیبا و پیشرفتهای تکنیکی در هردوره منجر شد.

نمودار

همانطور که حروف رومی در طی چندین قرن تغییر چندانی نداشته، در آثار گرافیکی نیز سه نقش اساسی، با تغییرات کمی همراه بوده است و طراحی دراین سه نقش به کارگرفته­ شد. ابتدایی ترین نقش طراحی­گرافیک «هویت نمایی»ldentification  است که هویت و یا مکان موضوع راتعیین می­کند (مانند طراحی برای تابلو،پرچم،سپرهای جنگی، علائم روی سنگ، علائم نشریات یا چاپخانه­ها، نشانة شرکتها، برچسب روی بسته بندی ها و…..). دومین نقش، که دراصطلاح حرفه­ای «طراحی اطلاع رسانی» lnfomation desig  نامیده می­شود، برای رساندن اطلاعات ودستورالعمل­هاست و ارتباط بین اشیا را بایکدیگر از لحاظ موقعیت واندازه نشان می­دهد (مانند نقشه­ها، نمودار وعلائم راهنما). نقش سوم ومشخص ترین نقش طراحی گرافیک «عرضه و تبلیغات»   presentation and promotion  است (مانند پوسترها وتبلیغات)، جایی که هدف از طراحی جلب نظر وایجادپیامی به یادماندنی است.

اکنون طراحی گرافیک قسمتی از فرهنگ واقتصاد کشورهای صنعتی به شمار می­آید. با این وجود به رغم پیشرفتهای تکنیکی ازدهه 1960 به بعد وپیام رسانی ازطریق ماهواره­ها و دخول تصویر درآن،توسعه آن همچنان به طرز باورنکردنی بومی است وبا وجودی که طراحان به صورت گروهی کارمی­کنند، تغییرات کماکان به دیدگاهای فردی وابسته است. باآن که گونه­های جدید ارتباط تصویری را نیازها وفشارهای اقتصادی وتغییرات تکنولوژی تعیین می­کند، هنوز هم طراحی گرافیک از صنتهای قدیمی خود بهره می بورد. بسیاری از طرح­ها را طراحان ابداع می­کنند وبسیاری نیز به صورت آماده در دسترس آنان قرار دارند: مانند طرح­های پیش ساخته روی قالب­های چوبی قرون وسطا که برای کارهای مختلف استفاده می شدند یاقطعات کلیشه­ای حکاکی شده ویا کلیشه­های عکاسی. انقلاب الترونیکی نیز امکان نگهداری منابع تصویری قدیمی واستفاده وبازسازی مجدد ازآنها در طراحی معاصر را فراهم ساخته است.

این عوامل باعث شده­اند که سازماندهی نگارش این کتاب بر اساس روند پیشرفت طراحی در کشورهایی باشد که در طراحی گرافیک نقشی بین­المللی ایفا کرده اند. این کتاب از طرحانی که در پیشرفت این حرفه در دوران حرفه­ای خود نقش مهمی داشته­اند، نام بورده ونقش تکنیک­ها وتکنولوژی جدید (مانند عکاسی و کامپیوتر)، که به طراح قدرت کنترل وسیع­تری بر تولید و تکثیر می­بخشد، را مطرح می­سازد. طراحی گرافیک نوعی زبان بادستورات نامشخص در بوردارد وپیوسته درحال ابداع معانی لغوی وسیع است؛ مبهم بودن اصول طراحی به این معنی است که فقط باید مطالعه شوند نه این که یاد گرفته شود. ما نمی­توانیم یک اثر گرافیکی را دقیقاً بفهمیم تازمانی که اجزای تشکیل دهندة آن رانشناسیم این کتاب سعی می­کندنشان دهد چرا الفبا وتصویر این گونه به نظر می­رسند. توجه اولیة این کتاب به است که مفاهیم باهم چه معنایی رامی­رسانند. این کتاب بامعرفی «پوستر» به عنوان یک رسانه که بر روی یک کاغذ بدون تا چاپ می­شود آغاز می­شود واز آن به عنوان ساده­ترین رسانه درطراحی گرافیک نام می­بورد. پوستر ساده­ترین مثال است از طرز استفاده عناصر اصلی «نوشتار و تصویر» که درآن مفهوم تکثیر نمایان می­شود.